ستاره صبح
پنجشنبه 28 تیر1386
یه مدت ،دور خواهم شد از این خاک غریب!
این آخرین نوشته من تو این وبلاگ هست:
گاهی اوقات آدما واسه اینکه از سردرگمی بیان بیرون وتکلیف خودشونو با خودشون مشخص کنن، لازمه که از یه موقعیتهایی از یه آدمهایی/هرچند دوست داشتنی/ دور باشن یه مدت.یکی از اون موقعیتهای دوست داشتنی ،همین دنیای وبلاگ نویسی میتونه باشه.
راستی اگه اشتباه نکنم امشب (اولین پنج شنبه ماه دوست داشتنی رجب)، شب آرزوها هستش .چه اسم قشنگی!و خوش به حال اونایی که میدونن چی میخوان از زندگیشون.واقعا خوش به حالشون.
خدا نگهدار همتون.
گاهی اوقات آدما واسه اینکه از سردرگمی بیان بیرون وتکلیف خودشونو با خودشون مشخص کنن، لازمه که از یه موقعیتهایی از یه آدمهایی/هرچند دوست داشتنی/ دور باشن یه مدت.یکی از اون موقعیتهای دوست داشتنی ،همین دنیای وبلاگ نویسی میتونه باشه.
راستی اگه اشتباه نکنم امشب (اولین پنج شنبه ماه دوست داشتنی رجب)، شب آرزوها هستش .چه اسم قشنگی!و خوش به حال اونایی که میدونن چی میخوان از زندگیشون.واقعا خوش به حالشون.
خدا نگهدار همتون.
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 16:59 | لینک ثابت
•
دوشنبه 25 تیر1386
...
حق داری بزرگ نباشی ولی حق نداری بزرگنمایی کنی!!
حکیمه علیه الرحمه
حکیمه علیه الرحمه
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 14:18 | لینک ثابت
•
جمعه 22 تیر1386
روزهای حلزونی
دو قدم رو به جلو،یک قدم رو به عقب!
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 14:7 | لینک ثابت
•
جمعه 22 تیر1386
زن بودن
دیروز مسیر جهاد دانشگاهی تا میدان سرچشمه رو،با همدیگه همراه شدیم.یک زن تحصیلکرده ولی خانه دار/خانه نشین!/ .در مورد قاعدگی دخترش با من حرف زد و اینکه روش نمیشه با دخترش در این مورد حرف بزنه و اینا...
من هم روم نشد این خانم رو راهنمایی کنم! البته،اولا به خاطر اینکه اصلا نظر منو در این زمینه نپرسید و ثانیا به خاطر اینکه یک عاقله زن معمولا از اظهار نظرهای یک دختر جوان، همچین زیاد خوشش نمیاد اصولا.ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم .
اما بیشتر از همه چیز ،شرم و خجالت این خانوم در مورد مساله قاعدگی دخترش ذهن منو به خودش مشغول کرد و اینکه اصلا چرا در ایران ما ،مساله کلی "بلوغ دختر" بر عکس بلوغ پسر همراه با شرم و حیای کاذب هست ؟واینکه چرا جمله ی "واسه خودت زنی شدی" برای یک دخترنوجوان،مانند جمله ی"واسه خودت مردی شدی" برای یک پسرنوجوان،به هیچ وجه "معنای تحسین آمیز " نداره؟/بر عکس نفرت انگیز هم هست /.مطمئنا کمتر دختر نوجوانی هست که این قبیل احساسات منفی رو تجربه نکرده باشه!
شاید یکی از علتهای به وجود اومدن این نگرش منفی در دختران نوجوان،برابر دونستن بلوغ جسمی با مساله ثقیل "آمادگی برای روابط زناشویی" باشه و اینکه"زن شدن" کاملا " بار معنایی جنسی" داره، که البته ریشه ی این طرز تلقی، فرهنگی هست و از نظر روانشناختی ،یک ادعای غیر قابل قبوله. از نظر پیاژه،نظریه پرداز رشد شناختی،بلوغ جسمی به هیچ وجه به معنای بلوغ ذهنی و روانی نیست و در این زمینه بین پسر و دختر هیچ اختلافی وجود نداره.
با توجه به اینکه گرایش جنسی از دو بعد جسمی و روانی تشکیل میشه گویا، یک نوجوان هر چند از نظر فیزیولوژیک ،از همان ابتدای بلوغ ، دارای میل جنسی هست ولی از نظر ذهنی و روانی معمولا تا سن ۱۵-۱۶ سالگی آمادگی پذیرش و پردازش بعد روانی رابطه ی جنسی رو نداره/چه پسر چه دختر/ .
یکی دیگه از دلایل معضل نگرش منفی به زن شدن،میتونه همون طرحواره معروف جنس دوم و ضعیفه ی "ریشه در تاریخ" ،باشه.یک طرحواره ی سفت و سخت که از همون دوران کودکی تاریخ بشریت،در اذهان حک شده./چه مرد چه زن/.
روانشناسی هم اینو تایید میکنه که :یک طرحواره /schema/ ، در اثر تکرار و تقویت،میتونه جزئی از شخصیت فرد بشه .
نکته اخلاقی پایانی: "زنهای معتمد به نفس و مفتخر به زنانگی خود و قدرتمند/از نظر روانی/ رو دست کم نگیرید چرا که اونها غول یک طرحواره تاریخی رو به زمین زده اند در واقع ".
من هم روم نشد این خانم رو راهنمایی کنم! البته،اولا به خاطر اینکه اصلا نظر منو در این زمینه نپرسید و ثانیا به خاطر اینکه یک عاقله زن معمولا از اظهار نظرهای یک دختر جوان، همچین زیاد خوشش نمیاد اصولا.ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم .
اما بیشتر از همه چیز ،شرم و خجالت این خانوم در مورد مساله قاعدگی دخترش ذهن منو به خودش مشغول کرد و اینکه اصلا چرا در ایران ما ،مساله کلی "بلوغ دختر" بر عکس بلوغ پسر همراه با شرم و حیای کاذب هست ؟واینکه چرا جمله ی "واسه خودت زنی شدی" برای یک دخترنوجوان،مانند جمله ی"واسه خودت مردی شدی" برای یک پسرنوجوان،به هیچ وجه "معنای تحسین آمیز " نداره؟/بر عکس نفرت انگیز هم هست /.مطمئنا کمتر دختر نوجوانی هست که این قبیل احساسات منفی رو تجربه نکرده باشه!
شاید یکی از علتهای به وجود اومدن این نگرش منفی در دختران نوجوان،برابر دونستن بلوغ جسمی با مساله ثقیل "آمادگی برای روابط زناشویی" باشه و اینکه"زن شدن" کاملا " بار معنایی جنسی" داره، که البته ریشه ی این طرز تلقی، فرهنگی هست و از نظر روانشناختی ،یک ادعای غیر قابل قبوله. از نظر پیاژه،نظریه پرداز رشد شناختی،بلوغ جسمی به هیچ وجه به معنای بلوغ ذهنی و روانی نیست و در این زمینه بین پسر و دختر هیچ اختلافی وجود نداره.
با توجه به اینکه گرایش جنسی از دو بعد جسمی و روانی تشکیل میشه گویا، یک نوجوان هر چند از نظر فیزیولوژیک ،از همان ابتدای بلوغ ، دارای میل جنسی هست ولی از نظر ذهنی و روانی معمولا تا سن ۱۵-۱۶ سالگی آمادگی پذیرش و پردازش بعد روانی رابطه ی جنسی رو نداره/چه پسر چه دختر/ .
یکی دیگه از دلایل معضل نگرش منفی به زن شدن،میتونه همون طرحواره معروف جنس دوم و ضعیفه ی "ریشه در تاریخ" ،باشه.یک طرحواره ی سفت و سخت که از همون دوران کودکی تاریخ بشریت،در اذهان حک شده./چه مرد چه زن/.
روانشناسی هم اینو تایید میکنه که :یک طرحواره /schema/ ، در اثر تکرار و تقویت،میتونه جزئی از شخصیت فرد بشه .
نکته اخلاقی پایانی: "زنهای معتمد به نفس و مفتخر به زنانگی خود و قدرتمند/از نظر روانی/ رو دست کم نگیرید چرا که اونها غول یک طرحواره تاریخی رو به زمین زده اند در واقع ".
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 0:18 | لینک ثابت
•
یکشنبه 17 تیر1386
سلام هی حتی مطلع الفجر
خورشید که غروب کرد:
زندگی به آخرخط نرسیده است،
فقط روز به پایان خود رسیده است.
شب با تمام سیاهی و ترسناکی اش:
زیباست،
به جای خورشید :
ستاره درآسمان هست،
ماه هم هست.
...
ولی آسمان شب من که ابری است!!
نه ستاره دارد و نه ماه!!
چه چیز این شب هولناک میتواند زیبا باشد؟
شاید :
همین تاریکی زیبا باشد:
عاری از رنگ بودن زیبا باشد.
و تقلا برای زیبا زیستن در تاریکی:
زیبا تر!
زندگی به آخرخط نرسیده است،
فقط روز به پایان خود رسیده است.
شب با تمام سیاهی و ترسناکی اش:
زیباست،
به جای خورشید :
ستاره درآسمان هست،
ماه هم هست.
...
ولی آسمان شب من که ابری است!!
نه ستاره دارد و نه ماه!!
چه چیز این شب هولناک میتواند زیبا باشد؟
شاید :
همین تاریکی زیبا باشد:
عاری از رنگ بودن زیبا باشد.
و تقلا برای زیبا زیستن در تاریکی:
زیبا تر!
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 17:41 | لینک ثابت
سه شنبه 12 تیر1386
روانشناسی مدیریت شاید!!
خواستم از مملکت داری احمدی نژاد بنویسم ،دیدم مملکت وجودی خودم ،این روزها،بی شباهت به مملکت احمدی نژاد نیست!...منصرف شدم.
پ.ن:بالاخره این هم یه نوع خاص اعتراض به شرایط موجود میتونه باشه دیگه!
ولی نه آخه!من توانایی های شناختی ام و هیجانی ام،(IQ ام و EQ ام)،متناسب با مملکتی هست که خلقت به دستم سپرده(یه خورده همچین اضافه هم هست البته)،بر عکس ایشون که هوش شناختی اش و هوش هیجانی اش،اصلا متناسب با مملکتی نیست که غیر مترقبه به دستش رسیده.شاید همون سمت استانداری اردبیل ما ،متناسب تر مینمود به احتمال زیاد.
پ.ن:قصد من به هیچ وجه مسخره کردن های مرسوم ایشون نبود(بدم میاد از این کار)، این یک واقعیت روانشناختی از شخصیت این جناب هست و با اطمینان 95 درصد، تا آخر عمرش هم خواهد بود.(اون 5 درصد تخفیف هم به خاطر اینه که هوش هیجانی بر عکس هوش شناختی ،قابلیت افزایش داره)
در ضمن :هوش هیجانی (EQ)یعنی:توانایی تفکیک و شناسایی و مدیریت هیجانات خود و همچنین توانایی درک هیجانات دیگران.به عقیده روانشناسها ،تاثیر هوش هیجانی در رضایت از زندگی،بیشتر از هوش شناختی(IQ) هست.
پ.ن:بالاخره این هم یه نوع خاص اعتراض به شرایط موجود میتونه باشه دیگه!
ولی نه آخه!من توانایی های شناختی ام و هیجانی ام،(IQ ام و EQ ام)،متناسب با مملکتی هست که خلقت به دستم سپرده(یه خورده همچین اضافه هم هست البته)،بر عکس ایشون که هوش شناختی اش و هوش هیجانی اش،اصلا متناسب با مملکتی نیست که غیر مترقبه به دستش رسیده.شاید همون سمت استانداری اردبیل ما ،متناسب تر مینمود به احتمال زیاد.
پ.ن:قصد من به هیچ وجه مسخره کردن های مرسوم ایشون نبود(بدم میاد از این کار)، این یک واقعیت روانشناختی از شخصیت این جناب هست و با اطمینان 95 درصد، تا آخر عمرش هم خواهد بود.(اون 5 درصد تخفیف هم به خاطر اینه که هوش هیجانی بر عکس هوش شناختی ،قابلیت افزایش داره)
در ضمن :هوش هیجانی (EQ)یعنی:توانایی تفکیک و شناسایی و مدیریت هیجانات خود و همچنین توانایی درک هیجانات دیگران.به عقیده روانشناسها ،تاثیر هوش هیجانی در رضایت از زندگی،بیشتر از هوش شناختی(IQ) هست.
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 0:4 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 6 تیر1386
عروس و دوماد خوش ذوق اردبیلی!
همین دیروز: دریاچه ی شورابیل اردبیل
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 23:2 | لینک ثابت
•
جمعه 1 تیر1386
هیچ کس ندانست!
فقط تو میدانی
خیلی وقت است پاهایم خیلی خسته اند
از همان خیلی وقتهاست
با روحم قدم بر میدارم
و فقط تو میدانی
"روح که از پا افتاد
بلند شدن واقعا سخت است"!
قلّه نزدیک است
شاید هم، قلّه همینجاست که ایستاده ام!
"روح سرزنده ام را به من باز گردان"
فقط تو میدانی
خواستنی ترین خواسته ام این است
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 23:7 | لینک ثابت
•