ستاره صبح
شنبه 13 بهمن1386
...
۱.ضد حال غریبیه که تلاش برای سخت نگرفتن زندگی ،خودش یه نوع دیگه از سختگیری رو به وجود بیاره.
۲.بازهم ضدحال عجیبیه که سعی کنی خیلی با منطق باشی و در عین حال یه نوع بی منطقی رو اعمال کنی.
۳.همین الان که دارم این پست رو مینویسم نظر دوست خوبم ژاله رو در مورد راه حل پرسیدم :به نظر اون" لازمه تعادل، تجربه یه دوره هایی از عدم تعادله". شناختن راه و چاه.البته نه همیشه.
۴.مهم اینه که به اشتباه و عدم تعادل خودت واقف باشی.انکارش نکنی.براش برنامه داشته باشی.
۵.فکر کنم بشه به یه جمع بندی هایی رسید.
۲.بازهم ضدحال عجیبیه که سعی کنی خیلی با منطق باشی و در عین حال یه نوع بی منطقی رو اعمال کنی.
۳.همین الان که دارم این پست رو مینویسم نظر دوست خوبم ژاله رو در مورد راه حل پرسیدم :به نظر اون" لازمه تعادل، تجربه یه دوره هایی از عدم تعادله". شناختن راه و چاه.البته نه همیشه.
۴.مهم اینه که به اشتباه و عدم تعادل خودت واقف باشی.انکارش نکنی.براش برنامه داشته باشی.
۵.فکر کنم بشه به یه جمع بندی هایی رسید.
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 11:0 | لینک ثابت
•
سه شنبه 9 بهمن1386
توصیف یک تصویر...
دخترک:
-گیسویش تیرگی و روشنی قبل طلوع
رمزآلود
-گوشواره ی گیلاس به گوش
و غرورش :پنهان،سخت ،چون هسته گیلاس
-پیراهنی از شرم به تن
بافته از تار شعور ،پود هوس
-و غمی در چشم
که به افسونگری ساده آن ،عمق دریاچه ی معنا بخشد
-و دلی قانع،نه به اجبار:
که به جز عشق رضایت ندهد
چه به سجاده !چه بستر!
-گیسویش تیرگی و روشنی قبل طلوع
رمزآلود
-گوشواره ی گیلاس به گوش
و غرورش :پنهان،سخت ،چون هسته گیلاس
-پیراهنی از شرم به تن
بافته از تار شعور ،پود هوس
-و غمی در چشم
که به افسونگری ساده آن ،عمق دریاچه ی معنا بخشد
-و دلی قانع،نه به اجبار:
که به جز عشق رضایت ندهد
چه به سجاده !چه بستر!
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 13:56 | لینک ثابت
•
دوشنبه 8 بهمن1386
ریه هام پر میشه از زندگی
تنها نصیب و فایده ای که تو این چند روز امتحانات نصیب من شد،اون چندتا نفس خیلی عمیقی بود که صبح های سرد و پاک سرعین ،قبل طلوع آفتاب،تو مسیر خونه تا چهارراه ،خودم با خودم تنها ، کشییییییییییدم!
اگه خدا بخواد یه دونه دیگه از این نفسهای خیلی عمیق مونده.
اگه خدا بخواد یه دونه دیگه از این نفسهای خیلی عمیق مونده.
نوشته شده توسط حکیمه احمدپور
در 11:12 | لینک ثابت
•
