تبليغاتX
ستاره صبح
قبول دارم که طبیعت زندگی برای همه آدمهای روی زمین توام با پستی و بلندیه...انقدرها هم شعور دارم که لا اقل در مورد خودم "زیبایی" و "عدالت" و "ضرورت" نهفته ی این سناریوی وزین رو با اعماق وجودم درک کنم... ولی گاهی وقتها ،سنگینتر بودن دائمی کفه پستی ها و نشیبهای ترازوی عدالت هستی، باعث میشه از اعماق وجودم شااااااااکی باشم!!...مخصوصا وقتی که خودم کوتاهی نکرده باشم. اونم تو مسائلی که به وجود اومدنش تقصیر من نبوده از اول...
با این همه هنوز هم به امید میزون شدن کفه ها ،زنده ام و به تلاشم ادامه میدم.
...
بالاخره شب سیاه به سر آمد
سپیده ی خوشی ها سر زد
 خدا به همه آدمها، 
به پاس صبر بر سیاهی شب
به پاس اعتماد
به پاس امیدواری 
به پاس تلاش
آرزوهاشان را هدیه کرد بی منت
و رفت نشست سر جایش.
و این بار هم بی تفاوت به آن بنده ی ساکت و قانعش
...
به یکی بچه داد
یه یکی خانه داد
به یکی یارخوب
به یکی مال دنیا
به یکی مقام
به یکی دانش
و رفت نشست سر جایش.
و این بار هم بی تفاوت به آن بنده ی ساکت و قانعش
...
بنده 
هر چند به افتخار خدا و مهربانیش کف زد
هر چند از خوشی دیگران نا خوش نشد
ولی
دلش سوخت! 
بغضش ترکید!
به اندازه ی تمام دلهای غمگین زد زیر گریه!
...
...
...
 خدا با همه بزرگی اش
از سر جایش آرام آمد پایین
بنده را محکم در آغوش گرفت 
به پیشانی غمگینش آرام بوسه زد
و لبخندی به لب رفت نشست سر جایش.
...
و این بار بنده بی تفاوت به همه ی خواستنیهای ظاهری زندگی.
+ تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:36 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________

...stand by

_ _ _ _ _

دلم تقریبا هیچ چیز نمیخواد!
دیگه حتی شالهای های رنگی رنگی محلی بازار هم توجهم رو /چندان/ جلب نمیکنه!
دیگه حتی دلم زندگی یکی دوماهه تو روستاهای دامنه ی سرسبز سبلان رو هم نمیخواد!
دیگه دلم حتی /چندان/ بوی محشر خاک موقع بارون نمیخواد!
دیگه حتی دلم قدم زدن تو عصرهای دل انگیز بهاری اردبیل هم نمیخواد !
دیگه دلم حتی تاب سواری تو عصرهای دل انگیز بهاری سرعین هم نمیخواد !
دیگه دلم حتی /حتی/ مسافرت هم نمیخواد! 
دیگه دلم حرف زدن های گنده گنده نمیخواد !
و ایضا نوشتن های گنده گنده!
دلم حتی/حتی/ گلایه پیش خدا هم نمیخواد!
 با این دلم نخواستن های موقتی احساس آرامش میکنم !
...
دلم فقط آلبالو خشکه میخواد...
دلم سکوت هم میخواد...
گوش دادن شجریان هم همینطور...
گلدوزی هم همینطور...
همین!
...

                                       

+ تاريخ چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 20:26 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________