تبليغاتX
ستاره صبح - بازم همینجوری !
بچه که بودم همیشه تو زمستونای سخت سرعین،  دلم واسه گربه های ولگرد و گنجشک هایی که از سرما و گرسنگی میمردن میسوخت.همیشه واسم سوال بود که چرا ما میتونیم سرپناه داشته باشیم و اونا نه.یکی از آرزوهام هم این بود که بزرگ شدم انقده پول دار بشم که بتونم یه سر پناه خیلی بزرگ برای همه گنجشکها و گربه های ولگرد سرعین بسازم.(البته جدا از هم:)

الان دیگه دلم زیاد نمیسوزه.آخه زمستونای سرعین دیگه به سختی اون سالها نیست .بعدشم سرعین از نظر اقتصادی نسبت به اون سالها پیشرفت محسوسی کرده.و این مطمئنا به نفع گربه های ولگرد و گنجشکها هم بوده است! 

 

+ تاريخ جمعه 4 اسفند1385ساعت 22:54 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________