_ _ _ _ _
کاری به درست یا غلط بودن این سنت ندارم /هر چند اساسا با ریخت و پاش مخالفم ،حالا به هر
نیتی/ ،ولی امروز من به شخصه یه چیزی رو تجربه کردم .اینکه همین سنت دور هم جمع شدن و با هم
کار کردن،یه نوع آرامش خاصی رو به آدم(من) میده.یه آرامش ریشه دار!آرامشی که طی چهار سالی که
تهران(خوابگاه) بودم و تقریبا یک زندگی فردی رو تجربه می کردم،خیلی کم میتونستم حسش کنم.
فرضیه ی یک جغله روانشناس:هر چند بسیاری از سنتهای ما دست و پا گیر هستند ، ولی سنتهای
خوبی هم داریم که متوسل شدن به اونها میتونه ،از استرس ناشی از مدرنیسم پا در هوای ایرانی کم
کنه! سنتها تعیین کننده ی یک نوع "هویت جمعی" برای "فرد" هستند و تعلق به جمع و خود را جزئی از
دیگران دونستن به عنوان یکی از راههای فرار از تنهایی،میتونه تو موقعیتهای استرس زا ،یک منبع
حمایتی تلقی بشه(به طور نیمه خود آگاه).