تبليغاتX
ستاره صبح - خوش اومدی کوچولو
امروز یه جایی مراسم سیسمونی برون(؟!) دعوت بودم.خانواده ی مادر بچه از مای بیبی گرفته تا دوچرخه(!!) ،واسه این کوچولوی از راه نرسیده تهیه کرده بودند.
اولن اینکه :ظاهرا ازدواج فقط  قرارداد فرمالیته ی استقلال مالی فرزند ایرانی از خانواده ی ایرانی است.
دوما اینکه:امان از این مدرنیته ی بد فهم شده ی ایرانی:
سوما اینکه:امان از آینده ی پرتوقع راحت طلب این بچه ی ایرانی:دیگه لازم نیست برای صاحب شدن دوچرخه /مثلا/، طرحواره های اولیه ی "خواستن و زحمت کشیدن و انتظار کشیدن و احیانا محرومیت.." رو یاد بگیره.
چهارما اینکه:آیا برای "تربیت"یا بهتر بگم "پرورش" این بچه هم به این دقت و ظرافت و مدرنی برنامه ریزی و هزینه شده ؟ 
پنجما اینکه:تنها چیزی که من در این مراسم ندیدم/کمتر دیدم، شادی و خوشحالی واقعی برای قدمهای مبارک این موجود ارزشمند بود!
ششما:هنوز هم فرزند پسر حرف اول را میزند!
هفتما:قربون مادر سنتی خودم برم که سالیان سال پیش، با  نذر و دعا و مسلما عشق ،از خدا فرزند دختر خواسته و خدا منو بهش داده

+ تاريخ جمعه 10 فروردین1386ساعت 23:59 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________