_ _ _ _ _
یه چیزیو هم کشفیدم از خودروانکاویهام :این شرایط و موقعیتها نیستن که ما رو آزار میدن خودمونیم که اجازه میدیم به اونا تا آزارمون بدن! اه اه پیف پیف نکنید لطفا
!!گوش کنید ببینید چی میگم (خواهشا)! منظورمن این نیست که مث مولانا صلح کل باشید و اینا../من که صلحم دائما با این پدر* این جهان چون جنتستم در نظر/.مولانا قضیش فرق فوکوله یه جورایی...منظورم اینه که :موقع برخورد با مشکلات اجتناب نا پذیر زندگی سعی کنیم(خواهشا) متاسف بشیم ونه افسرده.سعی کنیم عصبانی بشیم و نه پرخاشگر(البته به موقعش و به جاش)...سعی کنیم بترسیم و لی وحشت نکنیم...خلاصه اینکه هیجانمون متناسب با مسئله هه باشه .نه کمتر نه بیشتر.به قول استادمون:غم و ترس و خشم وعشق ،جوهر های وجود شما هستن ،الکی مصرفشون نکنین.(خواهشا).خلا صه اینکه آدم باشید (فرشته بودن اصولا چیز خوبی نیس)...بازم خلاصه اینکه :آقا جون !خانم جون !تعادل تعادل ...خیلی حالیمه !نه(؟!!!)