تبليغاتX
ستاره صبح - روانشناسی ازدواج
توجه:خود اینجانب تو عمرم،نه ازدواج کرده ام و نه به طور جدی به فکر این قضیه ی شیرین ، افتاده ام . ولی تا دلتون بخواد راجع بهش فکر کرده ام و خونده ام و از تجارب دیگران بهره برده ام.پس فکر کنم"تا حدی " بشه اینجانب رو  در این زمینه ،جدی گرفت .

"به هم اومدن شرط نیست با هم اومدن شرطه".

/یه استاد اوستایی داشتیم که همیشه به این اصل کلی ،در زمینه ی ازدواج اشاره و تاکید میکرد./
البته برای اینکه این  اصل اوستای ما بهونه نده دست خیلی از دختر/پسرهای رمانتیکِ راحت طلب ما، توضیحاتی چند لازمه:
غالباشریک زندگی مناسب در ذهن اکثرما ، فردی هست که به ما شباهت داشته باشه و در واقع ما به دنبال " نقاط مشترک "بین همدیگر هستیم. اما جستجو کردن کمبودهای شخصیتی خود درطرف مقابل/وغالبا نیافتن آن در او/،باعث میشه خیلی از اوقات بدون اینکه متوجه شباهتها باشیم،از کنار فرد مناسب ، بی تفاوت رد بشیم.
در ایران سنتی ،به علت همنوا و همشکل بودن نسبی افراد با همدیگر،و معنی نیافتن/دغدغه نبودن/  مفاهیمی مانند:هویت مستقل و فردیت، پیدا کردن شریک زندگی مناسب/نیمه ی پنهان/ کار چندان سختی نبوده.اما در ایران امروز رو به مدرنیته ی ما، "نیمه ی پنهان"رو فقط تو سریالهای خنک ایرانی میشه پیداش کرد و بس.
گرچه پیدا کردن و زندگی با خود نیمه ی گم شده ، امروزه امرمحالی شده،اما و صد اما، "لذت و آرامش "زندگی با نیمه ی گمشده ،در عمل امکان پذیر هست. 
چطور؟
خلأ های اساسی شخصیت و هویت ،که مولد تنش و اضطراب هست و  نیاز به حضور  یک قطعه ی گمشده رو در ما "تشدید" میکنه،توسط خود ما پر بشه./خلأهای اساسی،نه همه ی خلأها/
بازم چطور؟
روانشناسها میگن خیلی از اوقات ،کمبودهای شخصیتی ،نیاز طبیعی ما به جنس مخالف رو تشدید میکنه و در واقع یک نوع "نیاز کاذب" به وجود میاره.
حالا وظیفه ی اونایی که میخوان از لذت و آرامش یک ازدواج موفق ،بهره مند شوند ،اینه که اولا: مولدهای این  "نیاز کاذب" رو بشناسند .دوما:برای حل و فصلش برنامه بریزن. 
حتما این سوال هم پیش میاد که پس تا اونموقع نیاز طبیعی جنسی رو چیکارش کنیم؟
/عجالتا/طبق نظریه روانکاوی،برنامه ریزی در جهت ارضا نیازها ،از تنش احساس نیاز میکاهد. همچنین روانکاوان ،به کار گیری رفتارهای جایگزین/ فعالیتهای هنری، فعالیتهای جسمی،اجتماعی و فعالیتهای رقابتی/ و خود کنترلی رو پیشنهاد میکنند. /در این زمینه کلی حرف دارم که بماند واسه بعد/ 
وقتی که کمبودهای اساسی جبران شد،حتی با فردی که با شما کمترین اشتراک رو داره ،میتونید یک زندگی مشترک ارضا کننده رو تجربه کنید.البته به شرطی که طرف هم  کمبود اساسی نداشته باشه.
اینجا دیگه ملاکهای ظاهری تفاهم رنگ میبازه/به هم اومدن/ و "با هم اومدن شرط میشه ".
پیشنهاد میکنم کتاب "برخورد قطعه ی گمشده با دایره ی کله گنده" اثر شل سیلور استاین رو حتما بخونید.یه کتاب کم حجم هست در حد بیست صفحه.  
یه چیز دیگه :
همون استاد اوستامون میگفت:اگه با طرف ایدئولوژی تون/نحوه نگرش به واقعیتهای زندگی/ در یک جهت بود و همدیگه رو دوست داشتید ، مبارکه!  


  

+ تاريخ پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 1:32 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________