دیروز مسیر جهاد دانشگاهی تا میدان سرچشمه رو،با همدیگه همراه شدیم.یک زن تحصیلکرده ولی خانه دار/خانه نشین!/ .در مورد قاعدگی دخترش با من حرف زد و اینکه روش نمیشه با دخترش در این مورد حرف بزنه و اینا... من هم روم نشد این خانم رو راهنمایی کنم! البته،اولا به خاطر اینکه اصلا نظر منو در این زمینه نپرسید و ثانیا به خاطر اینکه یک عاقله زن معمولا از اظهار نظرهای یک دختر جوان، همچین زیاد خوشش نمیاد اصولا.ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم . اما بیشتر از همه چیز ،شرم و خجالت این خانوم در مورد مساله قاعدگی دخترش ذهن منو به خودش مشغول کرد و اینکه اصلا چرا در ایران ما ،مساله کلی "بلوغ دختر" بر عکس بلوغ پسر همراه با شرم و حیای کاذب هست ؟واینکه چرا جمله ی "واسه خودت زنی شدی" برای یک دخترنوجوان،مانند جمله ی"واسه خودت مردی شدی" برای یک پسرنوجوان،به هیچ وجه "معنای تحسین آمیز " نداره؟/بر عکس نفرت انگیز هم هست /.مطمئنا کمتر دختر نوجوانی هست که این قبیل احساسات منفی رو تجربه نکرده باشه! شاید یکی از علتهای به وجود اومدن این نگرش منفی در دختران نوجوان،برابر دونستن بلوغ جسمی با مساله ثقیل "آمادگی برای روابط زناشویی" باشه و اینکه"زن شدن" کاملا " بار معنایی جنسی" داره، که البته ریشه ی این طرز تلقی، فرهنگی هست و از نظر روانشناختی ،یک ادعای غیر قابل قبوله. از نظر پیاژه،نظریه پرداز رشد شناختی،بلوغ جسمی به هیچ وجه به معنای بلوغ ذهنی و روانی نیست و در این زمینه بین پسر و دختر هیچ اختلافی وجود نداره. با توجه به اینکه گرایش جنسی از دو بعد جسمی و روانی تشکیل میشه گویا، یک نوجوان هر چند از نظر فیزیولوژیک ،از همان ابتدای بلوغ ، دارای میل جنسی هست ولی از نظر ذهنی و روانی معمولا تا سن ۱۵-۱۶ سالگی آمادگی پذیرش و پردازش بعد روانی رابطه ی جنسی رو نداره/چه پسر چه دختر/ . یکی دیگه از دلایل معضل نگرش منفی به زن شدن،میتونه همون طرحواره معروف جنس دوم و ضعیفه ی "ریشه در تاریخ" ،باشه.یک طرحواره ی سفت و سخت که از همون دوران کودکی تاریخ بشریت،در اذهان حک شده./چه مرد چه زن/. روانشناسی هم اینو تایید میکنه که :یک طرحواره /schema/ ، در اثر تکرار و تقویت،میتونه جزئی از شخصیت فرد بشه . نکته اخلاقی پایانی: "زنهای معتمد به نفس و مفتخر به زنانگی خود و قدرتمند/از نظر روانی/ رو دست کم نگیرید چرا که اونها غول یک طرحواره تاریخی رو به زمین زده اند در واقع ".
+ تاريخ
جمعه 22 تیر1386ساعت 0:18
نويسنده حکیمه احمدپور
|